تبليغاتX
استربند
امروز میخواهم با به تصویر کشیدن تصاویری روستا را معرفی کنم.

ابتدای ورودی روستا ( از روی قبرستان)

ضلع شمال به جنوب میدان قمربنی هاشم ( سرچشمه)

برای مشاهده عکس های بیشتر به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 ساعت 14:38 | لینک ثابت |
استربنداستربنداستربند
نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 11:31 | لینک ثابت |

شهيد موسي دهقانيان

فرزند رمضان

 

مسئوليت :

متولد 1350 در استربند

 

تاريخ شهادت : 27/11/66

تحصيلات : دانشجوي تربيت معلم

 

محل شهادت : عراق - - ماووت

شغل :

 

نحوه شهادت :

تاهل : مجرد

 

عمليات : بيت‌المقدس

يگان :

 

محل دفن : گلزار شهداي استربند

مدت حضور ماه و روز

 

بنياد : شاهرود

 

 

 

 

 
 
زندگینامه

موسي دهقانيان در بهمن ماه سال هزار و سيصد و پنجاه، در خانواده‌اي از نظر مالي ضعيف و متدين مشهدي رمضان به دنيا آمد. مادرش، زهرا، با رنج و زحمت او را بزرگ كرد. قبل از اينكه به مدرسه برود، با كار پدر آشنا بود و در حد وسعش انجام مي‌داد. به مدرسه رفت. حتي پدر با نداري و فقر مالي او را به دانشسراي تربيت ‌معلم بسطام شاهرود فرستاد. تابستانها به پدر در امر كشاورزي و دامپروري كمك مي‌كرد. سال دوم دانشسرا بود كه عشق به جهاد او را به دانشگاه جبهه كشاند. پس از آموزش در پادگان شهيد كلاهدوز شهميرزاد به جبهه و منطقه غرب اعزام شد. سه ماه در جبهه حضور داشت. هفده سال بيشتر نداشت كه به عنوان امدادگر بهداري تيپ دوازده قائم در عمليات بيت‌المقدس دو شركت و در بيست و هفتم بهمن هزار و سيصد و شصت و شش در منطقه ماؤوت عراق به شهادت رسيد. به دليل صعب‌العبور بودن منطقه و آتش دشمن پيكرش حدود پنجاه روز در منطقه ماند. جنازه‌اش را به شاهرود و ميامي منتقل و پس از تشييع در زادگاهش روستاي استربند ميامي شاهرود به خاك سپردند.


مجموعه خاطرات

سواد نداشتم. حتي شمردن، حساب و جمع ‌كردن پول برايم سخت بود. چند روزي بود خيلي دور و برم مي‌چرخيد و هر كاري را مي‌خواستم انجام بدهم فوري جلو مي‌رفت و تمام مي‌كرد. اگر چه از همان اول بچه سر به راهي بود، ولي نه اينقدر. پيش خودم فكر كردم توي درسش كم آورده و به اين وسيله مي‌خواهد دل من را به دست بياورد. يا اين كه دوستان بهتر از خودش با او رفيق شده‌اند و اخلاقشان بر روي او تأثير گذاشته است. يك شب كاغذي جلويم گذاشت و خواست امضاء كنم.
گفتم:« اين چيه بابا؟ من كه سواد ندارم، برام بخون! ».گفت:........... ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 22:43 | لینک ثابت |
آنگاه که حس گم شدن میخواهد سرتاسر وجودت را تسخیر کند و پریشانی  شاید تنها صفتی باشد که تو را دراین سرزمین ، بیقراررفتن کرده است ،آنهنگام که در خلوت خود حیرانی ورحیل را تنها راه خلاصی خود میبینی فقط میدانی باید درجستجوی اشراق به تکاپو برخیزی همانجا که دلت به یقین گواهی میدهد هیچ گاه تنهایت نگذاشته، و با همه بیوفایی هایی که در حقش کرده ای باز هم با وجودت سر سازگاری دارد،همچنان چشم به راه آمدنت آغوش گرمش را باز نگاه داشته است گویی میدانسته روزگار همیشه بر وفق مراد تو نیست و زمانی فرا میرسد؛ کاسه شکیباییت ازپریشانی لبریز شود وتو برای گریز از ناملایمات زمانه ،به زمین ،این قرارگاه ازلی و ابدی تاریخ متوسل میشوی؛ که قرارت دهد اما کدام زمین است که دراین غروب آباد نفس لوامه آرامش را بی هیچ تملقّی به توارزانی کند وبرای ادامه به دوش کشیدن بارسنگین زیستن به سر منزل مقصود قوای روحی ات را تقویت کند من هم همین احساس تو را دارم بگذریم؛ اطراق دیگر .......... ادامه مطلب

ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 19:4 | لینک ثابت |

انا لله وانا الیه راجعون

باکمال تاسف وتاثردر روز سه شنبه 28/7/1388 با خبر شدیم که یکی از بزرگان روستا دعوت حق را لبیک گفت وبه دیار باقی شتافت .

مرحوم حاج غلامرضا رضاییان

درگذشت غمبار و تاسف انگیز مرحوم حاج غلامرضا رضاییان را به خانواه آن مرحوم  تسلیت عرض مینماییم  واز درگاه ایزد باری تعالی برای آن مرحوم طلب آمرزش و برای بازماندگان صبر جزیل خواستاریم .

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 18:57 | لینک ثابت |

ابتدا برای خانواده عروس پیغام می فرستادند که آیا مایل به انجام این خواستگاری هستند یا خیر؟ بعد مراسم خواستگاری انجام می شود که در این مراسم اولیه فقط دو خانواده عروس و داماد حضور دارند بعد از اعلام رضایت دو خانواده ، از خانه داماد روسری و کله قندی به معنای نشان کردن و شیرینی خوردن میباشد میبرند که به این مراسم، مراسم شیرینی خوران  گویند.

بعد از مراسم شیرینی خوران عروس و داماد را به عقد یکدیگر در می آورند که البته اینکار در گذشته توسط حاج آقای شریعتی ابتدا محرم می شدند و بعد برای عقد رسمی به شهر شاهرود یا سبزوار میرفتند . ولی امروزه با بالاتر رفتن سطح سواد مردم ابتدا عروس و داماد به همراه بستگان نزدیک برای آزمایشات خون به شاهرود یا سبزوار رفته وبعد از مثبت بودن جواب آزمایشات به یکی از دفاتر عقد رفته و عقد می کنند .

زمانی که خانواده داماد آمادگی خود را برای برپایی جشن عروسی با بزرگان روستا مطرح می کنند و چند شب قبل از روز عروسی  پدر داماد بزرگان روستا رابرای مشورت  به خانه خود دعوت می کند که به این مراسم ، مراسم شورا می گویند که در این شب هرکس به نوبه خود اعلام آمادگی خود را برای برگزاری این جشن اعلام میکند .

برای نوشتن کارت دعوت عروسی تعدادی مهمان دعوت می شوند و کارت دعوتها را می نویسند و دختران نیز با تمیز کردن برنج کمک خود را اعلام می نمایند  و خانواده داماد با چای و شیرینی از مهمانان پذیرایی بعمل می آوردند . پس از پایان نوشتن کارتها داماد ........  ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 ساعت 13:53 | لینک ثابت |

شهدا : شهید علی اکبر عابدینی ،شهید موسی دهقانیان ، شهید اسماعیل صحرایی ، شهید حسین عامری و شهید حسین نوروزیان که در گرگان دفن است .

بزرگان روستا : حاج حسین موسوی ( حاج آقای شریعتی) ، حاج غلامرضا فلاحتی ، حاج باقر ذبیحی ، حاج محمد ذبیحی ، حاج ابراهیم  نوروزیان ، حاج غلامرضا رضاییان ، علی رحیمی ، حاج نصرالله امیری ، حاج قلی سهرابی و حاج ابراهیم بیکی

اعضا شورا : حسن نوروزپور ، حسین رحیمی ، محمد امیری

رانندگان مینی بوس : حاج علی محمدی و حاج علی محمد عامری (مسیر شاهرود – استربند )

مرغداران : اصغر بیکی ، احمد بیکی ، محسن عامری ، مرحوم رمضانعلی نوروزپور ، داوود ابراهیمی ، حسن نوروزپور ، رضا ابراهیمی ، محمد امیری ، حسین امیری ، حاج محمد امیری و حاج علی اکبر ابراهیمی

دامداران : محمد رضائی ، حاج برات رضائی ، محمد نوروزیان (فرزند عیسی و حاج ابراهیم )، فرزندان مرحوم کربلایی موسی نوروزیان ، علی عطایی

 

نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ساعت 10:33 | لینک ثابت |

ماه مبارک رمضان

در این ماه پربرکت اهالی روستا شبهای رمضان را با خواندن  نمازهای جماعت به امامت حجت اسلام حاج آقای شریعتی ( حاج حسین موسوی ) وقرآن و دعای افتتاح و دعای مجیر و... آغاز میکنند . ودر شبهای قدر با افطاری دادن اهالی روستا نذر ونیاز خود را ادا میکنند .

در شبهای قدر روزه داران با خواندن قرآن دعاهای جوشن کبیر ، مجیر، افتتاح و... و بجا آوردن نماز شب قدر و 100 رکعت شبهای قدر را ادا می کنند و خیرین روزه دار با پخش چای ، خرما و... از دیگر روزه داران پذیرایی بعمل می آورند .

البته امسال با برگذاری کلاسهای قرآن وتفسیرو سخنرانهای  برای برادران و خواهران روزه دار توسط حجت اسلام مهدی موسوی (پسر حاج آقای شریعتی ) طلبه قم از برکات ماه رمضان فیض عاید ما گردید .

مردم این روستا در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان با سر دادن شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل و... حمایت خود را از مردم مظلوم فلسطین اعلام کردند .

با پایان رسیدن ماه رمضان و اعلام عید سعید فطر اهالی روستا در صبح روز عید فطر با برگزاری نماز عید به امامت حجت اسلام حاج آقای شریعتی به استقبال عید میروند البته این مراسم در مرکز روستا ( سر چشمه ) برگزار میگردد و پس از نماز روزه داران گرامی بکدیگر عید را تبریک می نمایند .

البته باید از خدمات ارزنده خادم اهل بیت خانم ولیان بنده به جانب از طرف تمامی اهالی روستا برای بازسازی حسینه ( تکیه ) ، هیئت ابوالفضل (ع) ، مسجد صاحب الزمان (عج) ودیگر زحمات ارزنده شان از ایشان تشکر مینمایم .

نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 20:52 | لینک ثابت |

اربعیـــن آمد و اشكــم ز بصر می آید
گوییـــا زینب محــزون ز سفر می آید

باز در كرب و بلا شیون و شینی برپاست
كز اسیـــــران ره شـــــام خبر می آید


ضمن سلام، فرا رسیدن اربعین شهادت سید و سالار شهیدان، سرور آزاگان جهان، چهلمین روز وداع خونین حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایش را به تمامی دوستان اهل دل و ارجمندم در گروه پرشین استار، تسلیت و تعزیت عرض نموده و امیدوارم كه سوگواری های یكایك شما عزیزان مورد قبول حضرت حق قرار گیرد.

 

اربعین حسینی، هنگامه میثاق خونین


در غروب عطش آلود، وقتی برق شقاوت خنجری . . . ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در شنبه سوم اسفند 1387 ساعت 18:5 | لینک ثابت |

 
Motherhood Love

مهر مادری

My mom only had one eye. I hated her... she was such an embarrassment
مادر من فقط یك چشم داشت. من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

She cooked for students & teachers to support the family
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me
یك روز اون اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed. How could she do this to me
خیلی خجالت كشیدم. آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out
به روی خودم نیاوردم، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم و فورا از اونجا دور شدم

The next day at school one of my classmates said, EEEE, your mom only has one eye
روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت، هووو، مامان تو فقط یك چشم داره ...

ادامه مطلب ....... 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 ساعت 13:2 | لینک ثابت |

یک حقیقت تلخ !



یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره
یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره

یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره
می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره

یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش
اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره

بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره

یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
اون یکی مداد برای آب و بابا نداره

یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
اون یکی.......

ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 ساعت 23:55 | لینک ثابت |
نگرشي بر تغييرات عزاداری سنتی


چشم و هم چشمي وقتي مثل يک بيماري توي جان جامعه ريشه دواند ديگر نمي توان برايش زمان و مکان و موقعيت تعيين کرد و گفت علائم اين بيماري تنها در فلان و فلان مراسم عود مي کند و در بهمان مراسم خبري از آن نيست و خيالتان راحت باشد.

مثلا وقتي کسي براي مراسم مهماني مجللش که بهر ديد و بازديدهاي معمول است چند رنگ خورشت پخت و سفره را به رسم کاملا ايراني انداخت ديگر نبايد توقع داشته باشي که سفره افطارش را ساده بياندازد و فقط به فکر ثواب اخروي اش باشد. يا او که خودش را براي مراسم جشن به شکل به روز ترين مدل درآورد ديگر به پيراهن مشکي و تيپ ساده اي براي عزاي حسيني قانع نيست و هرسال به فکر طرح و ايده جديدي براي ظاهر خودش و هيئتش است.
 
گفتني است که رسوخ تجملات در هيئت ها و مراسم عزاداري هم گاه چندان منافاتي با عشق به حسين(ع) ندارد و نمي توان گفت چون تو رفتي و عَلم n ميليون توماني بلند کردي يا طبل هيئتت يک متري بود حکما عشق به عاشورا نداري اما همين ظاهر باعث مي شود که اصطلاحاتي چون رفتن به "حسين پارتي" در برخي وبلاگ‌ها و کم کم دهانها بچرخد. و واي به روزي که حريم ها بشکند و برخي کارها عادت شود و برخي عادت ها عرف و برخي عرف ها اخلاق و بعد هم لابد قانوني که هيچ قانون مدني و صريحي را ياراي مقابله با آن نباشد.

مگر نيست همين مراسم خرافه قمه زني و .... ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 ساعت 23:23 | لینک ثابت |

 سلام سلامی به تمامی علاقه مندانی که برای  روستاهای محروم این میهن عزیزمان ارزش قائل می شوند

راستی از نحوه کشاورزی این روستا تا بحال حرفی  نگفتیم حال به این شغل پر زحمت و سخت میزنیم.......

اول اینکه آب کشاورزی این روستا از قنات  که آب فراوانی هم دارد تهیه میشود . کشاورزان این قریه بیشتر زمینهای خود را در فصل پائیز برای  گندم . جو و زیره  ودر اواخر فصل بهار که محصولات خود را برداشت  میکنند زمینهایشان را برای کاشت پنبه و فلفل آماده می کنند . نحوه آماده کردن زمین کشاورزی به صورت سنتی است . بدین صورت که اول زمین را با تراکتور شخم  زده بعد بذر را با دست به زمین می پاشند سپس  با الاغ از طویله کود حیوانات (پهن) را برای تقویت زمین بصورت رج بندی می ریزند وبا بیل دستی کود بار را به زمین می پاشند سپس با بیل پهنی که برای رج بندی ( مرز کشی ) که البته به زبان عامیانه  به آن پنجه میگوند زمین را به قسمت مساوی تقسیم کرده ودر مرحله آخر آب به روش غرقاب کردن به داخل زمین هدایت می کنند البته پس چند روز بعد از آبیاری زمینها را   کشاورز برای مسطح کردن زمین با الاغ  وتخته صا ف .کلفت ویوغ  زمین را مسطح می کنند که به زبان عامیانه روستا زمین را  ماله میکنند .  ودر اواخر بهار با دست یا دستگاه درو گندم وجو را جمع کرده وخرمن میکنند سپس در طی ماههای تیر تا شهریور خرمن را توسط دستگاه خرمنکوب که به عقب تراکتور متصل است و چند کارگر که از عقب تراکتور با چهار شاخ  ( همانند بیل دسته ای بلند وبجای بیل از چند سیخ  بهم  جوش داده شده  ) سفالها را میرزند  ودستگاه خرمنکوب گندم یا جو از کاه آن جدا میکند . وکشاورز بعد این    همه زحمت شبانه روزی  اندکی محصول به انبار می برد .که آنهم برای حیوانات اهلی خود از قبیل گاو  . گوسفند . الاغ  مصرف می شود تا چرخ زندگانی خود را در این روزگار بچرخاند

نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 ساعت 1:38 | لینک ثابت |
کلید موفقیت

*********************

از دامن زن ، مرد به معراج رسد .

مخلوق بايد جلوه اي از خالق باشد .

زندگي هنر است ، هنرمندانه بايد زيست ...

انسان به خدا گفت : به من چيزي بده تا از زندگي لذت ببرم .

خداوند به او زندگي داد تا از همه چيز لذت ببرد .

 انسانهاي بزرگ همواره افكار بزرگ دارند .

آينده جائي نيست كه مي رويم

آينده جائي است كه مي سازيم .

قلب خود را مانند يك فرزند گرامي داريد و

ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 23:53 | لینک ثابت |

شب چله يا شب يلدا ، در اين شب براساس يك سنت ديرين كه در سراسر كشورمان برگزار مي شود افراد خانواده اعم از پدربزرگ ، مادر بزرگ ، فرزندان ، نوه ها و يا سایر بستگان دور هم جمع مي شوند . برای شام مرسوم است غذايي مفصل در اين شب پخته و انواع تنقلات ، شيريني ، شكلات ، نقل ، ميوه و هندوانه مي خورند . اهالي بيارجمند بر اين باورند كه بايد در اين شب حتماً هندوانه بخورند تا گرماي تابستان سال بعد اذيتشان نكند . اهالي روستای فرومد بر اين باورند كه اگر در اين شب هندوانه نخورند به بدن آنها شپش مي افتد . دهملايي ها ، در اين شب پس از خوردن ميوه و تنقلات ، گل يا پوچ و نخود بازي مي كنند . در روستا -  مردم با خوردن تنقلات  این شب را به نیکی پاس می دارند و مادربزرگ ها قصه ها ، حکایات و افسانه های قدیمی را برای کودکان تعریف می کنند .افراد مسن خانواده از خاطرات گذشته براي سايرين تعريف كرده و گاهی نَقل و حديثي نيز اگر به خاطر داشته باشند بيان مي كنند و بدين ترتيب بلندترين شب سال را به پايان مي رسانند .

 اهالی کویر شاهرود نیز اشعاری در وصف این شب خاطره انگیز بدین مضمون می خوانند :

شب یلدا درازه وای بر ما

پری در خواب نازه وای بر ما

                                                         بیدارش نکن مرغ سحر خیز

                                                        عزیزم جانگدازه وای بر ما . 

نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 23:26 | لینک ثابت |
سلام به تمامی دوستان

با توجه اینکه موقعیت جغرافیایی روستای استربند را در نوشته های گذشته توضیح داده ام اکنون دوباره میگویم .

روستای استربند یکی از روستا های دهستان فرومد واز بخش میامی شهرستان شاهرود است و در 170  کیلومتری از شهر شاهرود به سمت سبزوار قرار دارد .

پس از گذشتن از شهر میامی وروستاهای ابراهیم آبادو(کاروانسرای شاه عباسی میاندشت ) وعباس آباد به کاروانسرای شاه عباسی صدر آباد میرسیم پس پیمودن12 کیلومتر جاده ای دیگر که در سمت چپ جاده قرار دارد به سه راهی استربند – فیروزآباد میرسیم وبا حرکت از سمت راست جاده وبا پیمودن 5 کیلومتر به روستا ی استربند میرسیم .این روستا در کوهپایه قرار دارد و نوع خاک آهکی دارد .آب این روستا از قنات  قدیمی که از سال ها پیش و شمال روستا قرار دارد تامین می شود که برای آشامیدن ومصارف خانگی و کشاورزی است   .

در ابتدای روستا مزارع کشاورزی قرار دارد و بعد مدرسه ابتدایی 13 آبان – قبرستان است .

ابتدای روستا

این روستا از کوچه بندی های خیلی منظم- ساختمان های دو طبقه خشت و گلی زیبا – یک مسجد صاحب الزمان – یک هیئت ابوالفضل العباس- یک حسینیه – یک حمام عمومی با قدمت 35 ساله ونیز این روستا دارای شبکه فاضلاب ( برای جمع آوری آب مصرفی منازل بجز دستشویی ) است .

 

نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 22:58 | لینک ثابت |

بي شك شناخت سرزميني كه در آن زندگي مي كنيم يكي از مهمترين اركان شناخت هويت ملي و مذهبي ماست. مسجد جامع فرومد، اين بنا در جاده شاهرود به سبزوار و مشهد در روستاي فرومد از توابع ميامي بر سر راه ودر 1۷5 كيلومتري شرق شاهرود واقع گرديده است.

مسجد جامع فرومد از مساجد دو ايوان است و بنا بر روايات در اصل آتشكده بوده است. اين بنا يكي از آثار ارزشمند معماري دورة خوارزمشاهيان در ايران به شمار مي رود. بنا در مساحتي حدود 820 متر مربع با دو طرفين ايوانها، شبستاني در ضلع شرقي ايوان جنوبي و احتمالاً شبستاني به قرينه آن در ضلع غربي، دو رشته رواق در طرفين صحن، اتاق گنبد دار چهار گوش در ضلغ غربي ايوان شمالي و سردري مزين است. در اطراف حياط مركزي و در جهات شرق و غرب به طاق نما با گچبري هاي دوره ايلخاني و نقوش گياهي و هندسي به چشم مي خورد. اجزاء تشكيل دهنده بنا در كل عبارتند از سردر ورودي، دو شبستان و دو محراب اين مسجد در كل فاقد گنبد مي باشد.

سردر ورودي مسجد، در ضلع شمالي بنا قرار گرفته و ...... ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 21:45 | لینک ثابت |

ورودی قلعه

عکسی که در بالا مشاهده میشود  از داخل دالانی که به محوطه راه دارد گرفته شده است .

 

محوطه

راستی نوع اجرای این بنا تماما از خشت خام بوده و سقفهای آن گنبدی بوده و دهنه های دالان و ورودی ها  به روش کمانی -پنج و هفت کند - در برخی قسمتها از شاخ بزی کند نیز استفاده شده است .

تفکیک  اتاق ها  توسط دالانی که همانند شبستان مساجد میباشد انجام می شده است .

شبستان

نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 16:37 | لینک ثابت |

 

  سلام  پوزش مرا به خاطر اینکه چند صباحی نبودم بپذیرید

 

راستی مدتی قبل درمورد قلعه تاریخی واقع در روستا صحبت کردیم . به روایتی تاسیس و بنا شدن این مکان به اویل بوجود امدن روستا است  ولی شواهد موجود  دلیل بر واقعیتی دیگر است که این بنا به حداکثر 450 سال قبل است  و ما در اینجا شما دوستان رو با این  بنا تا حدودی آشنا خواهیم کرد . انشا الله ...........    

    تصاویر از  نمای غربی این قلعه زیبا و تاریخی

 

 نمای غربی

 

نمای غربی

 

ااین بنا  تشکیل شده از چهار برج واقع در گوشه ها و یک یخچال واقع شده در پشت بنا و تعدادی اتاق که در داخل قلعه قرار دارد .

درب ورودی این بنا در ضلع غربی وجود دارد که دربی چوبی و کوتاه است که به سالنی (دالان ) که به محوطه این بنا متصل می شود . با عبور از درب قلعه سالنی  ( دالان )  حدودا  4 متری و به ارتفاع 3 متر است می شویم  وپس از گذشتن از داالان  وارد محوطه می شویم که نشئت گرفته شده از حیاط مرکزی  بناهای قدیمی شهر یزد است که یکی از دلایل اینگو نه      محوطه ها این بوده است که تمامی ساکنان آن بنا  با یکدیگر در ارتباط بوده و از احوال همدیگر با خبر بودند  و  دلیل دیگراینست که ساختار معماری  این بناها طوری است که قسمت های شمالی برای سکونت در روزهای زمستانی  که  سرما طاقت فرسا  میشده  ساکنان  از نور خورشید استفاده می کردند . و از ضلع جنوبی در روزهای گرم تابستان  که گرما این منطقه بدلیل اقلیم منطقه سوزان می شده و از خانه های جنوبی که پشت به نور خورشید  و خنک بوده استفاده می کردند .

او اما این بنا از دو سقف تشکیل شده است .  

برای دسترسی به طبقه اول می توان از پله های که در سمت راست و چپ و روبرو ی در ب  وروردی  قرار دارد   بالا رفت .  البته بگذارید سخن کمتر گویم  و با دیدن عکسهای که در ذیل گذاشته ام داخل محوطه را بهتر درک کنید .

 راه پله

 

 راه پله

 

بیرون از محوطه ساکنان برای تامین ابسرد تابستان خودشان  در بیرون از محوطه خانه ای گنبدی شکل و همانند مخروط ( کله قندی ) ساخته اند که ارتفاع بنا حدودا 4 متر  و داخل آن گودی به عمق یک متر است  که به آن یخچال می گویند . نحوه استفاده از آن بدین صورت است که در زمستان آب را به داخل یخچال هدایت می کردند و این کار را تا زمانی  ارتفاع یخ مورد نیاز حاصل میشد ادامه داشت سپس روی یخ ها را با کاهگل یا کاه می پوشانند و در روزهای  گرم تابستان از یک گوشه شروع  به شکستن یخ کرده و برای آبسرد استفاده میکردنند .

 یخچال ( سرد خانه )

 

 ولی افسوس که این بنا رو نابودی است . در زیر ملاحظه خواهید کرد که قلعه بدلیل بارانهای شدید و محافظت نکردن از آن در حال تخریب و نابودی است .

گوشه ای از قلعه

 

به امید روزی که نگذاریم فرهنگ و تمدن دیار خود را براحتی از دست بدهیم .

 

                                              انشا الله ........

نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 15:11 | لینک ثابت |
زمین کشاورزی

نوشته شده توسط رضائی-09193743001رضا رضائی در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 12:17 | لینک ثابت |